ما دو پیراهن بودیم
بر یک بند...
یکی را باد برد،
دیگری را
باران هر روز خیس می کند...
رویا شاه حسین زاده
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی
عزیز دلم، می دانی سیم آخر چیست؟
همه خیال می کنند که سیمِ آخر ساز است. حتا یک نوازنده بی سواد روی صحنه زد
به سیم آخر تارش گفت: این هم سیم آخر. اما سیم آخر یعنی وقتی می رفتند
قمار، سکه زرشان را که می باختند، جیب شان را می گشتند، آخرین سکه ی سیم را
هم به قمار می زدند. می زدند به سیم آخر، به امید بردن همه هستی، یا به
باد دادن آخرین سکه ی نیستی.
من هم دلم می خواست در این قمار بزنم به سیم آخر، اما گلستان به من گفت: «ببین زری که باختی اصل بود؟»
رفتم توی فکر...
عباس معروفی
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی
http://bayanbox.ir/download/329704307596050685/Arezu.mp3
من از لجاجت این روزگار می ترسم
به لب نمی برم آن را که آرزو دارم...
حسین دهلوی
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی
مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود اما هیچ کس باور نداشت!
خوب می دانم که "تنهایی" مرا دق می دهد
عشق هم در چنته اش چیزی از این بهتر نداشت!
آنقدر می ترسم از بی رحمی پاییز که
ترس من را روز پایانی شهریور نداشت!
زندگی ظرف بلوری بود کنج خانه ام
ناگهان افتاد از چشمم، ولی مو برنداشت!
حال من، حال گل سرخی ست در چنگ مغول
هیچ کس حالی شبیه من به جز "قیصر" نداشت!
مریم آرام
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی
پیش می آید
این چنین بی پروا، بی مقدمه
دست بر کمر عشق بگذارم و ...
از میانه های شب، با تو همآغوش شوم
پیش می آید
این چنین زخم خورده،
خودم را بیابم و روح مجروحم را
دست تن گرم تو بسپارم
پیش می آید
چشم بسته از تردد بی رحم خیابان بگذرم و
با تو به تماشای دستان خالی مرگ بنشینم
پیش می آید من شعری ننویسم ...
هرگز اما
نمی شود با تـــو باشم و
شاعرانگی هایم را از یاد ببرم ...!
سیدمحمد مرکبیان
برچسب:
نویسنده: مهران نوروزی